چشمهايت

چشمهايت چقدر زيبا بود

چشمهايت شبيه دريا بود

دلم داشت حرفهايی

چشمهايت چقدر گويا بود

***

خلوتی بود پشت مژگانت

خلوتی که هميشه غوغا بود

حرفهايم چقدر بی معنی

در نگاهت چقدر غوغا بود

***

شايد اين خواب باشد رويا

چشمهايت شبيه رويا بود

فرصتی نيست تا بگويم باز

چشمهايت چقدر زيبا بود

/ 7 نظر / 3 بازدید
معین تنها

سلام.خوبي.مثل هميشه زيبا بود ولی اگه رنگه نوشتتو عوض کنی بهتره.خيلی استعداد خوبی برای وبلاگ نوشتن داری.ميدونم که موفق ميشی.نوشته های اين بار خيلی پر معنی بود.آرزومند آرزوهايت نی نی کوچولو

mohamad

سلام/مرسی از اينکه به من سر زدی/وب شمام قشنگه شايد از مال منم قشنگتر/ولی يه مشکل کوچولو(خيلی کوچولو)داره که رفعش کنی بهتر می شه .اينه که چون زمينه وبت روشنه در انتخاب رنگ قلمت بيشتر وسواس به خرج بده/خوشحالم می کنی اگه بازم بهم سر بزنی/موفق باشی

roojanooo

سلام ...ممنون که سر زدی ... خوشحال شدم ...نگفته بودی که با تبادل لينک موافقی ...اگه بودی خبرم کن ....؛پيش از آنکه زاده شوم مادرم نام تو را بر حافظه ام حک کرد مادر م وقتی به من خبر داد که تو از منی دلم می خواست زودتر به دنيا بيايم

تیکه سنگ

سلام ... واقعا شعر قشنگی بود . جدی می گم و بدون تعارف .. اميدوارم که هر روز قلمت رون تر و زيبا تر بنويسه . موفق باشی و دست حق به همرات ... .:|:. روم آهسته از سر راهت / برو دست خدا به همراهت .:|:.

سناتور عاشق

سلام من که ميشناسی؟؟؟؟ اگه نشناختی پس يه سری هم به من بزن ؟!ننننننننننننننه بببببببببباااا بببببببببباااااااااااااا يو هم وبلاگ نويس شدی؟؟؟ املن از دست روزگار امان

ٌ صلیب نقره ای

وای ... به برگ گل نوشتم من ، که او را دوست می دارم.ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آويخت تا او را بخنداند....ممنون ازحضور گرم وصمیمی شما مهربان....

رباب

سلام خوبی وبلاگت خيلی قشنگ ولی فکر نمی کنی رنگ صفحه تيره باشه . منظره ها عالي ي.موفق باشي .